شبکه اجتماعی پارسی زبانانپارسی یار

پيام

+ حقوق معاشران در بيان امام سجاد عليه السلام
حقّ پدرت اين است كه بدانى او ريشه وجود تو مى‏باشد و تو شاخه اوئى، و بى‏شكّ اگر او نبود تو نبودى، پس هر وقت در وجود خود نعمتى را- كه خشنودت مى‏سازد- مشاهده كردى، بدان كه پدر تو ريشه و اصل آن نعمت بر تو باشد (يعنى آن نعمت را از پدر دارى) و بهمان اندازه حمد و سپاس الهى را بجا آور [و لا قوّة إلّا باللَّه‏].
حقّ مادرت اين است كه بدانى او تو را در جايى حمل كرده است كه هيچ كس فردى ديگر را در آنجا حمل نمى‏كند، و از ميوه دل خود چيزى بتو خورانده است كه هيچ كس بديگرى نميخوراند. و با گوش و چشم و دست و پا و مو و پوست [و خلاصه‏] تمام جوارحش تو را حفاظت نموده و از تو نگهدارى كرده، و از اين كارش هم خرّم و شاد بوده،
سلام بر شما جداي از متن .عكس بسيار زيباست ممنون
و در عين حال مراقب بوده، و در ايّام باردارى هر ناگوارى و درد و سنگينى و غم و اندوهى را بجان خريده و تحمّل نمود، تا آن موقعى كه دست قدرت الهى تو را از او فارغ ساخت و بر پهنه زمين آورد، از آن ببعد خوش داشت كه تو سير باشى و او گرسنه، تو پوشيده باشى و او برهنه، تو سيراب باشى و او تشنه،
و بر تو سايه بگستراند و خود در برابر آفتاب باشد، و با سختى خود تو را به رفاه اندازد، و با بيخوابى خود خواب را بر تو شيرين كند، مادر اندرونش ظرف تو، و دامنش محلّ آرامش تو، و پستانش ظرف آب تو، و جانش پناه تو بوده است. و فقط بخاطر تو متحمّل گرم و سرد دنيا شده است، پس بهمان اندازه هم تو از او تشكّر كن، و آن را جز بيارى و توفيق خداوند نتوانى!
حقّ فرزندت؛ توجّه بدين امر است كه او از تو مى‏باشد (يعنى: شاخه‏اى از شاخسار وجود تو است) و در چند روز اين دنيا خير و شرّش وابسته به تو است. و بدانى كه يقينا از جمله وظائفى كه بر عهده‏ات گذاشته شده؛ از قبيل: تربيت نيكو، راهنمائى بسوى پروردگارش، يارى و مساعدتش در طاعت خدا- در باره خود و او- مسئول مى‏باشى، و در اين تكليف به ثواب ميرسى و يا مجازات مى‏گردى،
پس در اين باره همچون افرادى كه توسّط حسن اثرشان بر فرزند؛ نامه عمل خود را در اين چند روز دنيا مى‏آرايند رفتار كن، و در تربيتش آن نوع بكوش كه نزد پروردگارش- از آنچه بين تو و او عمل شده و براى او از خدا مدد گرفته‏اى- معذور باشى، و لا قوّة إلّا باللَّه.
حقّ برادرت اين است كه بدانى او همچون دستت ياور تو مى‏باشد كه آن را مى‏گشائى، و مانند پشت و تكيه‏گاه كه بدان تكيه مى‏كنى، و چونان عزّت تو است كه بر آن اعتماد مى‏كنى، و نيروى تو است كه با آن حمله مى‏كنى، پس او را سلاح نافرمانى خدا مساز، و وسيله ستم به خلق خدا قرار مده، و ياريش را در باره خودش؛ و كمك نمودن به او در برابر دشمنش، و حائل شدن ميان او و شيطانهايش، و نصيحت و خيرخواهيش،
و توجّه به او در راه خدا را هرگز وامگذار و از آن كوتاهى مكن، و اين در صورتى است كه مطيع فرمان پروردگارش باشد و أوامر او را بخوبى پاسخ گويد، و گر نه بايد خدا نزد تو مقدّم و گرامى‏تر از او باشد. 27- امّا حقّ كسى كه به تو نيكى و احسانى نموده: تشكّر، يادآورى احسان او، نشر گفتار نيكو در باره او، و در امورى كه ميان تو و خداى سبحان مى‏باشد از سر اخلاص برايش دعا كنى،
پس اگر چنين كنى، شكر او را در نهان و آشكار بجا آورده‏اى، پس در صورت امكان احسان او را تلافى كن، و گر نه بايد منتظر فرصت باشى، و خود را براى جبرانش آماده سازى.
حقّ أذان گو، اين است كه بدانى كسى كه بانگ نماز سر مى‏دهد پروردگار را بياد تو مى‏آورد، و تو را به بهره و نصيبت فرا ميخواند، و بهترين ياران تو بر انجام فريضه‏اى كه خداوند بر تو تكليف كرده است مى‏باشد، بنا بر اين از او همچون كسى كه به تو احسان نموده تشكّر و قدردانى كن،
و چنانچه خود در خانه‏ات بدين امر اهتمام دارى [يا از وى غم و ناراحتى دارى‏]، نبايد به او در كارى كه براى خداست شك كنى، و يقينا بدانى كه او بر تو نعمتى است الهى، پس شكرانه اين نعمت الهى را در هر حال بجاى آر، و لا قوّة إلّا باللَّه.
حقّ پيش نمازت اين است كه بدانى او سفارت ميان تو و خدا، و نمايندگى تو را بدرگاه پروردگارت بعهده گرفته است، او از جانب تو سخن مى‏گويد نه تو از طرف او، او برايت دعا مى‏كند نه تو براى او، او در باره‏ات درخواست مى‏كند نه تو در باره او، و نگرانى و اندوه ايستادن در پيشگاه خداوند و درخواست نمودن از او را همو از تو كفايت كرده، پس چنانچه در قسمتى از اين امور كوتاهى يا تقصيرى صورت گيرد بر عهده اوست نه بر تو،
اگر خطا كار باشد تو شريك او نيستى و او بر تو فضيلتى ندارد، پس جانش را سپر جان تو كرده، و نمازش را سپر نمازت، از اين رو بايد در مقابل آنچه كه بجا آورده است از او تشكّر و سپاسگزارى كنى، و لا قوّة إلّا باللَّه.
و امّا حقّ همنشين اين است كه با او نرمخو و خوش برخورد باشى، و در سخن گفتن با او انصاف بخرج دهى (يعنى: در سخن گفتن با او همان شيوه را پيش گيرى كه ميخواهى با تو داشته باشد)، و ديده‏ات را يكباره از او برنگير، و هر گاه با او سخن مى‏گوئى قصد تو فهماندن وى باشد، و چنانچه تو همنشين او بودى هر چند در برخاستن از نزد او آزادى، و او نيز چنانچه همنشين تو بود هر چند در برخاستن از مجلست مختار است،
و امّا حقّ همسايه: در پشت سر و نبودش حفظ و نگهدارى او، و در حضورش گراميداشت و احترام او، و در حضور و غياب، يارى و كمك به او است. (در پشت سر او را حفظ كنى، و در حضور گراميش دارى، و در همه حال يارى و كمكت را از او دريغ مدارى)، نبايد از او عيبجوئى نمائى، و نيز نمى‏بايد از سر كنجكاوى به جستجوى بدى او پردازى تا آن را بفهمى. پس چنانچه از سر اتّفاق و بدون هيچ عملى بدان بدى پى بردى
بايد براى حفظ و نگهدارى آنچه فهميده‏اى همچون دژى محكم و پرده‏اى ضخيم باشى، كه چنانچه نيزه‏ها سينه‏اى رابشكافند- بخاطر دست يافتن بر آن- بدان راز پى نبرند. مخفيانه به سخنانش گوش مدهى (گفته ديگران را در باره‏اش مپذير)، در گرفتارى و سختى تنهايش مگذارى، در هيچ نعمتى بر او حسودى مكنى، و بايد از لغزشش درگذرى و خطايش را ناديده گيرى،
و چون با تو نادانى كرد حلم و بردباريت را از او دريغ مدارى (يعنى با او بردبارى كن)، رفتارت با او پيوسته مسالمت آميز باشد تا زبان دشنام و ناسزا را از او دور سازى، و حيله فرد ناصح ظاهرى را در او بى‏اثر كنى، و بزرگوارانه با او معاشرت نمائى،
اي ماشاالله به اين انرزي
چرا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟چي شده ؟ بقه ي اونو نزنم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
سلام. چرا ادامه بديد لطفا.
http://2234.parsiblog.com/MLink/?6118671
فهرست کاربرانی که پیام های آن ها توسط دبیران مجله پارسی یار در ماه اخیر منتخب شده است.
برگزیدگان مجله اسفند ماه
vertical_align_top